4 میز

امروز از ساعت 7 صبح بیرون بودم تا ساعت 5 عصر. یک شب عجیب رو در پیش داشتم. با وجود اینکه خیلی خسته بودم ولی می خواستم به این شام اسرارآمیز بروم! در رستوران 4 میز با 4 نفر قرار شام داشتم که هیچ کدوم همدیگه رو ندیده بودیم! اما با تمام اسرارآمیز بودنش، صمیمی ، دوستانه و قشنگ بود. امشب یکی از شب های جالب و عجیب بود.

7 نظر تاکنون »

  1. 1

    masood hedayati گفت,

    کاش از مهمونی ها واسه ما هم پیش بیاد کلی حاله اگه بشه چی می شه .

  2. 2

    Ãmir گفت,

    معلومه که بچه های خیلی خوبی بودن!!

  3. 4

    masood hedayati گفت,

    اگه یه شب بیدار شدی و دیدی یه مرد چاق و گنده داره تورو توی کیسش میزاره لطفا نگران نشو. چون من به بابا نوئل گفتم تورو برای کریسمس میخوام!

  4. 5

    Ãmir گفت,

    سفر خوش گذشت…؟
    برف کریسمس رو برو از توی appearance < Extra پیدا کن و فعالش کن.

  5. 6

    کیارش گفت,

    ای کاش یکی از اون مهمان های 4 میز من بودم .

    ممنوم از پست های زیبا مستانه ی زیبا :X :)

  6. 7

    architectt گفت,

    salam khobi mastane jan mersi k behem sar zadi mano link kon to delet manam shoma ro to delam
    راستي در مورد توالت پاك سال 83 رفته بودم استان خوزستان تو يه روستا به اسم خونگ اژدر يه آقايي يه اتاق درست كرده بود كه نماي بيرونش مث سنگ توالت ايروني بود ازش پرسيدم واسه چي اين درست كردي گفت ما آدما تو فاضلاب زندگي مي كنيم اما خودمون خبر نداريم يه خورده فكر كردم ديدم يه جورايي راست ميگه …. ولي يه المان جالب بود از توالت پاك


نظرRSS · آدرس دنبالک

Say your words