شنبه, دسامبر 13, 2008
· طبقه بندی شده زیر نوشته مستانه · Tagged 4 میز
امروز از ساعت 7 صبح بیرون بودم تا ساعت 5 عصر. یک شب عجیب رو در پیش داشتم. با وجود اینکه خیلی خسته بودم ولی می خواستم به این شام اسرارآمیز بروم! در رستوران 4 میز با 4 نفر قرار شام داشتم که هیچ کدوم همدیگه رو ندیده بودیم! اما با تمام اسرارآمیز بودنش، صمیمی ، دوستانه و قشنگ بود. امشب یکی از شب های جالب و عجیب بود.
یکشنبه, دسامبر 7, 2008
· طبقه بندی شده زیر نوشته مستانه · Tagged گلشیفته فراهانی, داریوش مهرجویی

گلشیفته موهاشو یه شونه بکنه بد نیستا. البته مثه اینکه یکی بهش قبلاً گفته،چون جلو موهاشو شونه کرده. فکر کنم مهرجویی رفت آمریکا که همینو بهش بگه!
ادامهی این ورودی را بخوانید »
پنجشنبه, دسامبر 4, 2008
· طبقه بندی شده زیر نوشته دیگران · Tagged خوش خیال کاغذی, عرفان نظرآهاری

” عرفان نظرآهاری “
: دستمال كاغذی به اشك گفت
قطره قطرهات طلاست
یك كم از طلای خود حراج میكنی؟
عاشقم
با من ازدواج میكنی؟
ادامهی این ورودی را بخوانید »