جرم ِ ستاره نیست
یکشنبه, ژوئن 29, 2008
· طبقه بندی شده زیر نوشته دیگران
راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جزآن که جان بسپارند چاره نیست
هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بوَد
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
فرصت شمار طریقۀ رندی که این نشان
چون راهِ گنج بر همه کس آشکاره نیست
ما را ز منع ِ عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایتِ ما هیچ کاره نیست
او را به چشم ِ پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای ِ جلوۀ آن ماهپاره نیست
از چشم ِ خود بپرس که ما را که می کُشد
جانا گناه ِ طالع و جرم ِ ستاره نیست
نگرفت در تو گریۀ حافظ به هیچ روی
حیران ِ آن دلم که کم از سنگِ خاره نیست